Tuesday, 23 October 2012

تاخیر در اطلاع رسانی و بهانه های همیشه (فراخوان 13آبان 91)

دوستان توجه داشته باشن اگه قراره 13 آبان، اتفاقی بیفته و حرکتی انجام بشه، از الان باید بصورت جدی، اطلاع رسانی انجام بشه فارغ از اینکه قراره سکوت کنیم یا نکنیم یا اینکه چه کسی فراخوان داده یا اینکه میخواد جنگ بشه یا نمیخواد جنگ بشه یا اینکه چه شعاری داده بشه و ده ها یا و اما و اگر دیگه.
بیاین کمی به شعور مردم اعتماد کنیم و ما فقط بنا رو بذاریم برای مطلع کردن افراد از تجمع اعتراضی 13 آبان بقیه شو خود ملت میدونن چطور رفتار کنن.
توجه کنیم که با این وضع مملکت، احتمال استقبال گسترده در صورت خبررسانی گسترده، بالاست.
ما تجربه ی اطلاع رسانی 25بهمن 89 رو داریم و میدونیم چطور میشه یک شهر و یک کشور رو به حرکت درآورد.
پس خواهش میکنم فارغ از اینکه زیر این لینک، چه کامنت هایی گذاشته میشه، بیاین حداقل سعی خودمون رو بکنیم.
بالاخره از یک جا نشستن و غرغر کردن که بهتره
چاره حتما جز اینه که ناله شبگیر کنیم!

Monday, 22 October 2012

احمد قابل به استادش آیت‌الله منتظری پیوست

به گزارش کلمه، مرحوم احمد قابل پس از یک دوره طولانی درمان و عمل جراحی در تهران و مشهد و در حالیکه دوران نقاهت را می گذراند، با وخیم شدن حالش از شنبه هفته پیش ۱۵ مهر از منزل به بیمارستان قائم مشهد منتقل شد و در بخش داخلی اورژانس بیمارستان قائم مشهد و روز چهارشنبه اتاق آی سی یو این بخش بستری بود. از روز چهارشنبه پزشکان احتمال بروز مرگ مغزی میدادند. ظهر امروز دوشنبه اول آبان ماه استاد قابل در سن ۵۵ سالگی به ملکوت اعلی پیوست و خیل دوستان و مشتاقان و هواداران جنبش سبز را در ماتم فرو برد.‏
خواهر مرحوم احمد قابل نیز هفته ی گذشته فوت کرده بود.
احمد قابل سال گذشته به دنبال تشخیص تومور مغزی از زندان به بیمارستان منتقل شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت. او اوایل تیر ماه سال جاری نیز بار دیگر برای در آوردن ترکش دوران دفاع مقدس تحت عمل دیگری قرار گرفت و اواخر تیر نیز بعد از عمل دشوار جراحی مغز دوران نقاهت، در بیمارستان میلاد تهران بستری شد.
این محقق نواندیش دینی، آذر ماه ٨٨ در حالی که بعد از فوت آیت الله العظمی منتظری برای مراسم تشییع او از مشهد به قم سفر می‌کرد، بازداشت شد. این شاگرد برجسته مرحوم آیت الله العظمی منتظری، طی سال های اخیر بارها به دلیل انتقادات خود به حاکمیت، مورد بازداشت و تهدید قرار گرفته بود و در یکی از آخرین بازداشت هایش دچار بیماری و مشکلات مغزی حاد شده است و پزشکان از وجود تومور در مغز وی خبر داده اند.
اولین جلسه دادگاه وی، در حالی که او را با پابند و دستبند به جلسه دادگاه آورده بودند، در اردیبهشت ٨٩ برگزار شد و پس از تحمل حدود ١٧٠ روز زندان، با قرار وثیقه آزاد شد.
این منتقد اندیشمند، بار دیگر در شهریور ٨٩ و در پی اظهار نظر در مورد اعدام های خودسرانه، دسته جمعی و پنهانی در زندان وکیل آباد مشهد، بازداشت شد.
از موارد اتهامی احمد قابل، می توان به سخنرانی های وی در مشهد، نجف آباد و فریمان و همچنین مصاحبه های وی با رسانه های خبری و انتقاد از سیاست های نظام اشاره کرد.
برادر وی، هادی قابل درباره احتمال ارتباط بیماری احمد قابل با فشارهای دوران زندان، به کلمه گفته بود: اینکه حالا این منشا این قضیه چیست را دیگر من نه پزشک هستم و نه تخصصم این است که بگویم منشا اینکه ایشان دچار یک چنین عارضه ای شده چیست. با این حال برخی وضعیت فعلی احمد قابل ناشی از جراحات جنگ و به دلیل اینکه وی مجروح شیمیایی است می دانند و  البته دوران زندان و بازداشت و عدم رسیدگی به حال ایشان را در تشدید این وضعیت بی تاثیر نمی دانند.
هادی قابل پیش از این همچنین  در گفت و گو با کلمه، با اشاره به اینکه برادرش در گذشته مشکل خاصی نداشته است تصریح کرده بود: سال گذشته یعنی در واقع حوالی بعد از ایام عید و در تابستان سال گذشته بود که در یکی از ملاقات ها وقتی ما رفتیم زندان، مشاهده کردیم که وضعیت ایشان وضعیت خوبی نیست و حالت نیمه فلج دارد و زیر بغلش را گرفته و آورده اند برای ملاقات. ملاقات حضوری بود و همراهانی که ایشان را آوردند من را کشیدند کنار و توضیح دادند که ایشان ده پانزده روز است که در زندان وضعیت نابسامانی دارد و تعادل ندارد و چند بار زمین خورده و از تخت افتاده و قادر نیست که حتی لباسش را تنش کند. به من اخطار دادند که ایشان در حمام و دستشویی هم زمین خورده اند و این عدم تعادل نشانگر این است که مریضی شان حاد است. که خب ما بعدش اقدام کردیم و با پیگیری ایشان را از زندان منتقل کردیم بیمارستان.
به گفته وی، در اولین سی تی اسکنی که گرفتند تشخیص تومور مغزی دادند و اعلام کردند که این تومور را که خیلی هم رشد کرده و به سمت چپ ایشان آسیب رسانده باید سریع تر عمل شود.
سال گذشته نیز مرضیه پاسدار، همسر  احمد قابل، گفته بود: از زمان فوت آیت الله منتظری که ایشان را دستگیر و بازداشت کردند بعد از شش ماه مشکلات جسمانی اشان شروع شد. به طوری که قلبشان ناراحتی پیدا کرد و پیش متخصص قلب رفتند و الان دارو مصرف می کنند و بعد از آن هم که چشمشان مشکل پیدا کرد. اما این عدم تعادل بیماری جدیدی است.

حساب و کتاب حجت الاسلام سعیدی!

بعضی ها انگار از پایه، در ریاضیات و حساب و کتاب، مشکل دارند
حجت الاسلام سعیدی، نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران در مصاحبه ای که با خبرنگار اعتماد داشته در جایی اشاره می کند که چاوز 54 درصد رای آورده و رقیبش 47درصد!
همین جا از مسئولین مربوطه خواهشمندم برای جلوگیری از تکرار کمدی آمار، چه در انتخابات 88 و چه در انتخابات 90 روی حساب و کتاب این دوستان، کار کند.

لینک خبر در آفتاب
تصویر مطلب

Saturday, 20 October 2012

برگزاری راه‌پیمایی در روز دانش‌آموز در ایران

خبر / رادیو کوچه
مهدی خزعلی، وبلاگ‌نویس منتقد دولت جمهوری اسلامی و فعال سیاسی، روز جمعه، 19 اکتبر، با انتشار فراخوانی خواستار برگزاری راه‌پیمای مسالمت‌آمیز در روز 13 آبان، برابر با روز دانش‌آموز در ایران شده است.
فرزند آیت‌اله خزعلی، عضو مجلس خبرگان رهبری، با اشاره به وضعیت موجود در ایران خواسته است تا افرادی که حامی جنبش مردمی ایران موسوم به جنبش سبز هستند در این راه‌پیمایی شرکت کرده و اعتراض خود را به صورت قانونی و مسالمت‌آمیز به مسوولان نظام جمهوری اسلامی اعلام کنند.
وی در بخشی از این فراخوان آورده است: «امروز بیش از همیشه عفریت شوم جنگ در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی و نظامی بر سرمان سایه افکنده است، قربانی اول این جنگ خانمان سوز مردم بی‌دفاع و مظلوم هستند، دزدان و ره‌زنان با انبان خود آسوده در کاخ‌هایشان غنوده‌اند و مردم با فقر و فلاکت دست و پنجه نرم می‌کنند، بیایید برای پاس‌داشت صلح و آزادی روز 13 آبان با نماد و جامه سبز – که پیام آور صلح و دوستی است – در تظاهرات قانونی که جناح حاکم اعلام می‌کند شرکت کنیم.»
آقای خزعلی هم‌چنین با اشاره به این‌که «باید با آرامش، وقار، سکینه و سکوت خود را بر انحصار‌طلبان ثابت کنیم، با سکوت و آرامشمان بگوییم که ما اغتشاش‌گر نبوده و نیستیم، ما فقط به دنبال حقوق مصرح در قانون اساسی هستیم»  گفته است: «بیایید با نمادی سبز (پیراهن سبز، مانتوی سبز، روسری سبز، پیشانی‌بند سبز) از هفت تیر به سوی سفارت سابق آمریکا حرکت کنیم، شعار ندهیم، فقط با نشان دادن نمادین  v سبز،حرف دلمان را بیان کنیم.»
وی در پایان خطاب به مسوولان نظام جمهوری اسلامی اظهار داشته «شما که به 13 میلیون رای سبز ما اقرار دارید، نمی‌خواهید ثلث جمعیت ایران را نابود کنید، بگذارید این ثلث(به تعبیر شما) با نماد خودش، با پوششی به رنگ دل‌خواه خویش که رنگ اهل بیت رسول(ص) است به خیابان بیاید، باور کنید که این هم به نفع شماست و هم به نفع ما! می‌توانیم بار دیگر در کنار یگ‌دیگر به رقابت سالم و مدنی بپردازیم. این فرصت را از دست ندهید و نگذارید به خشونت کشیده شود.»
لازم به اشاره است این فراخوان به امضای مهدی خزعلی، فاطمه موسوی بجنوردی، اکبر امینی، محمد حسین خزعلی، سلیمانی، شکر‌اله مسیح‌پور، کوروش قاسمی، مهدی نوذر، مجید تمجیدی، غلامرضا آزادی، خلیل کرمانشاهی، امید پور‌محمد‌علی، پژمان ظفرمند، نوید کامران، فرهاد افرادی و مجتبی آقا‌محمدی رسیده است.

Sunday, 7 October 2012

مقایسه ی دو کاریکاتور! (شرقVS کیهان)

چند روز قبل با انتشار کاریکاتوری در روزنامه ی شرق، علاوه بر بازداشت مدیرمسئول و کاریکاتوریست، روزنامه هم تا اطلاع ثانوی توقیف شد همونطور که مشخصه طرح این کاریکاتور، خیلی ساده و عمیق، جهل عمومی جامعه رو به تصویر میکشه
من به اینکه منظور یک هنرمند چیه کاری ندارم. ولی حتی اگه نیم نگاهی هم به پیشونی بندهای زمان جنگ داشته باشه نمیشه بهش خرده گرفت. فکر نمیکنم کسی منکر کودک بودن بعضی رزمنده ها و داغ بودن یه عده ی دیگه باشه
از طرفی، نفس جنگ و کشتن یک انسان با بسته بودن چشم وجدان، اتفاق میفته ... بهرحال مقصود هرچی که بود، اثری هنری دلنشینی رو بوجود آورد. ساده ... عمیق... آشنا

                                     اما در کاریکاتور کیهان، البته با تشکر از هنرمند محترم یک اثر هنری یک بعدی رو میبینیم که برداشت دیگه ای به جز برداشت هنرمند از این کار، به روایتی ممنوع شده و با نام گذاری اثر به اسم "شوی فشن زلیخا" راه ذهن برای جستجوی معناهای دیگه بسته میشه. حالا فارغ از اینکه به کسی بر میخوره یا نه، کاریکاتور شرق، به نظرمتناسب تر با احوال جامعه ست. البته هنوز نمیتونم دقیقا منظور کاریکاتور کیهان رو درک کنم... شاید هنرمند اونقدر رندی داشته که یک روایت داستانی یا شاید هم اسطوره ای که مایه های دینی هم داره رو طنازانه ببینه و شکل امروزیترش رو به تصویر بکشه اما چیزی که مشخصه برخورد دوگانه ی دستگاه نظارتی با این دو نشریه ست. چنانکه از کاریاتور سیال شرق، برداشت منجمد و از کاریکاتور یک وجهی کیهان، برداشتهای متعدد و ترجیحا به دور از شیطنت های احتمالی میشه  درهرصورت خوشحالم که یه کاریکاتوریست دیگه زندانی نمیشه (نمیگم مدیر مسئول چون فکرش هم محاله!) و امیدوارم ظرفیت نقدپذیری از طرف همه بالا باشه

Friday, 5 October 2012

نرخ ارز از کجا میاد!؟

برای من خیلی جالبه ... اصولا در حالت عادی، روزهای جمعه، سایت های اطلاع رسانی قیمت طلا و ارز، قیمت نمیدادن چون بازار تعطیل بود
حالا که دو روز بازار رو تعطیل کردن و امروز هم که جمعه بوده میشه 3 روز تعطیلات، چطور یه عده از سایتها خبر از کاهش شدید قیمت ارز، مخصوصا دلار میدن؟ 
نکنه قراره از این به بعد روند معکوس انتقال قیمت از سایت ها و خبرگزاری ها به بازار رو تجربه کنیم!؟

سایت مظنه که قیمت دلار آزاد رو برای پنجشنبه 2968 تومان زده اونم به نقل از خبرگزاری فارس واقعا جالبه

جماعت ما و جماعت آنها ...!

حالا که از ماجراهای 12مهر یکی دو روز گذشته و داغ نیست ولی هنوز گرمه، تحلیل ها جالبی دیدم که بیشترشون مبنی بر بازاری بودن معترضین و عدم وجود الزام در حمایت از این جماعته
چرا؟ چون در ماجراهای بعد انتخابات، از جماعت معترض و آزادی خواه، حمایت نکردن و حواسشون بیشتر از آزادی بیان و حق انتخاب و حقوق بشر و خون مردم به جیبشون بوده
البته اکثر تحلیل ها اذعان به این دارن که اگه سال 88 این جماعت و اون جماعتی در کار نبود، روند مطالبه خواهی، تسریع میشد و شاید امروز، همچین اوضاعی نداشتیم ... اما یه مطلبی هست که روی دلم مونده ... اینکه باید به تفاوت های اقشار مختلف در این مسیر توجه بیشتری داشت به نظر من اگه کسی از اول هم توقع داشته آحاد جامعه، دغدغه آزادی بیان و مطبوعات و ... داشته باشن اشتباه کرده و حتی درک این مطلب هم برای بعضی افراد، دشواره اما ما جماعت که ادعای روشنفکری و آزاد اندیشی داریم باید با فهم این مطلب، با هر جماعتی، به سهم خودمون همراه بشیم و اجازه بدیم هرکسی از ظن خودش ما رو همراهی کنه
حالا که پتانسیلی به وجود آمده و جو مساعدی برای اعتراض، باز شده سعی نکنیم با این جماعت و اون جماعت کردن ملت، همون کاری رو بکنیم که قشر بازاری، بعد انتخابات 88 انجام دادن
همین