چند روز قبل با انتشار کاریکاتوری در روزنامه ی شرق، علاوه بر بازداشت مدیرمسئول و کاریکاتوریست، روزنامه هم تا اطلاع ثانوی توقیف شد همونطور که مشخصه طرح این کاریکاتور، خیلی ساده و عمیق، جهل عمومی جامعه رو به تصویر میکشه
من به اینکه منظور یک هنرمند چیه کاری ندارم. ولی حتی اگه نیم نگاهی هم به پیشونی بندهای زمان جنگ داشته باشه نمیشه بهش خرده گرفت. فکر نمیکنم کسی منکر کودک بودن بعضی رزمنده ها و داغ بودن یه عده ی دیگه باشه
از طرفی، نفس جنگ و کشتن یک انسان با بسته بودن چشم وجدان، اتفاق میفته ... بهرحال مقصود هرچی که بود، اثری هنری دلنشینی رو بوجود آورد. ساده ... عمیق... آشنا
اما در کاریکاتور کیهان، البته با تشکر از هنرمند محترم یک اثر هنری یک بعدی رو میبینیم که برداشت دیگه ای به جز برداشت هنرمند از این کار، به روایتی ممنوع شده و با نام گذاری اثر به اسم "شوی فشن زلیخا" راه ذهن برای جستجوی معناهای دیگه بسته میشه. حالا فارغ از اینکه به کسی بر میخوره یا نه، کاریکاتور شرق، به نظرمتناسب تر با احوال جامعه ست. البته هنوز نمیتونم دقیقا منظور کاریکاتور کیهان رو درک کنم... شاید هنرمند اونقدر رندی داشته که یک روایت داستانی یا شاید هم اسطوره ای که مایه های دینی هم داره رو طنازانه ببینه و شکل امروزیترش رو به تصویر بکشه اما چیزی که مشخصه برخورد دوگانه ی دستگاه نظارتی با این دو نشریه ست. چنانکه از کاریاتور سیال شرق، برداشت منجمد و از کاریکاتور یک وجهی کیهان، برداشتهای متعدد و ترجیحا به دور از شیطنت های احتمالی میشه درهرصورت خوشحالم که یه کاریکاتوریست دیگه زندانی نمیشه (نمیگم مدیر مسئول چون فکرش هم محاله!) و امیدوارم ظرفیت نقدپذیری از طرف همه بالا باشه
No comments:
Post a Comment